هديه ي هديه

روي قلبي نوشته بودن شكستني است      مواظب باشين

ولي من روي قلبم نوشتم  شكسته است   راحت باشيد .

حكايت من حكايت كسي است كه عاشق دريا بود  اما قايق نداشت  دلباخته سفربود اما همسفر نداشت حكايت كسي است كه زجر كشيد اما ضجه نزد زخم  داشت ولي ناله اي نكرد  نفس ميكشيد اما  همنفس نداشت خنديد  تاغمش را كسي نفهمد

حرف دل خيليا...

گاهي آدم احتياج داره يكي بيادوبزنه رو شونش و بگه هي رفيق از چيزي ناراحتي 

    اونوقت آدم برگرده وبگه               آره رفيق ازهمه چي  ازهمه چيز رفيق .