بارالها

برای همسایه ای که نان مرا ربود نان،

برای دوستی که قلب مرا شکست مهربانی،

برای آنکه روح مرا آزرد بخشایش

و برای خویشتن خویش آگاهی و عشق

میطلبم.

دکتر علی شریعتی

به یاد داشته باش !

خدا در دستیست که به یاری می گیری ،

در قلبیست که شاد می کنی

در لبخندیست که به لب مینشانی

خدا در عطر خوش نانیست ، که به دیگری می دهی ،

درجشن و سروریست که برای دیگران بپا می کنی ،

و آنجاست که عهد میبندی و عمل می کنی

 

مي توان در قاب خيس پنجره             چك چك آواز باران را شنيد

مي توان دلتنگي يك ابر را            در بلور قطره ها بر شيشه ديد


مي توان لبريز شد از قطره ها          مهربان و بي ريا و ساده بود

مي توان با واژه هاي تازه تر           مثل ابري شعر باران را سرود

مي توان در زير باران گام زد             لحظه هاي تازه اي آغاز كرد

پاك شد در چشمه هاي آسمان          زير باران تا خدا پرواز كرد.