هر چند از اين دوري و چشمان قشنگت گله داريم،

تا لحظهء خوبي كه بيايي، من و دل حوصله داريم.

گفتي من و تو، قسمت يك پنجره باشيم .قبول است.

هر چند به اندازهء پرواز و قفس، فاصله داريم.

يادت که نرفته است عزيزم، اگر درد سري هست،

از خندهء آن روز، از آن كوچه، از آن يك بله داريم.

ديگر همه را گردن اين قسمت و تـقدير نينداز.

تـقدير كدام است؟ ببين، ما خودمان مسئله داريم!


عيب از خودمان نيست؟ كه تا پاي قراري به ميان است،

هي صحبت كمبود زمان مي شود و مشغله داريم؟

داغ یک عشق قدیمو اومدی تازه کردی
شهر خاموش دلم رو تو
پرآوازه کردی
آتش این عشق کهنه دیگه خاکستری بود

اومدی وقتی تو سینه نفس آخری
بود
به عشق تو زنده بودم

منو کشتی

دوباره زنده کردی

دوستت
داشتم
دوستم داشتی

منو کشتی

دوباره زنده کردی

تا تویی تنها بهانه واسه
زنده بودنم
من به غیر از خوبی تو مگه حرفی میزنم؟

عشقت به من داد عمر
دوباره
معجزه با تو فرقی نداره

تو خالق من بعد از خدایی

در خلوت من تنها
صدایی
به عشق تو زنده بودم

منو کشتی

دوباره زنده کردی

دوستت
داشتم
دوستم داشتی

منو کشتی

دوباره زنده کردی

رفته بودیم هر چی که
داشتیم دیگه از خاطر من
کهنه شد اسم قشنگت میون دفتر من

من فراموش کرده بودم
همه روزای خوبو
اومدی آفتابی کردی تن سرد غروبو

عشقت به من داد عمر
دوباره
معجزه با تو فرقی نداره

تو خالق من بعد از خدایی

در خلوت من تنها
صدایی
به عشق تو زنده بودم

منو کشتی

دوباره زنده کردی

دوستت
داشتم
دوستم داشتی

منو کشتی

                         دوباره زنده کردی
  
__________________